سوالات متداول (FAQها)

بله، اگر طوری به نظر برسد که یک آتش الکتریکی باشد. وقتی کارها را درست انجام می‌دهید، مردم مطمئن نخواهند بود که شما هیچ کاری انجام داده‌اید. من در حال داشتن یک خواب بسیار زیبا بودم. جز اینکه شما آنجا بودید، و شما آنجا بودید، و شما آنجا بودید! اینجا هیچ بحثی نیست. خداحافظ، دنیای ظالم. خداحافظ، لامپ ظالم. خداحافظ، پرده‌های مخملی ظالم، که به نظر می‌رسد از نوعی موسلین ظالم و رشته‌های کشش پرده با پوم‌پوم‌های زیبا تشکیل شده است. هرچند که ممکن است ظالم باشند.

مثال: ساکت شو و به موضوع برس!

این خیلی شیرین است. می‌توانیم دوباره برگرهای بندر داشته باشیم؟ آیا پاپای فضایی خزنده است؟! ای کاش! این یک نیکل است. بندر! کشتی! بحث کردن را متوقف کنید یا من به آنجا می‌آیم و نظرات شما را به صورت دستی تغییر می‌دهم!

مثال: خیلی خوب، من یک چالش را دوست دارم. آیا این یک برنامه آشپزی است؟ هیچ بحثی اینجا نیست.

همانطور که در کتابم 'زمین در تعادل' توضیح داده‌ام، و در کتاب بسیار محبوب‌تر 'هری پاتر و تعادل زمین'، ما باید از سیاره‌مان در برابر آلودگی دفاع کنیم. همچنین جادوگران تاریک. فرای، تو نمی‌توانی فقط اینجا در تاریکی نشسته و به موسیقی کلاسیک گوش کنی.

مثال: در واقع، این هنوز هم درست است. خوب، بیایید فقط آن را در فاضلاب بریزیم و بگوییم که تحویل داده شده است.

موربو نمی‌تواند تله‌پرامتر خود را درک کند زیرا فراموش کرده است چگونه باید آن حرفی را بگوید که شکل مردی با کلاهی است. همچنین زویدبرگ. می‌توانیم دوباره برگرهای بندر داشته باشیم؟ خداحافظ، دنیای ظالم. خداحافظ، لامپ ظالم. خداحافظ، پرده‌های مخملی ظالم، که به نظر می‌رسد از نوعی موسلین ظالم و رشته‌های کشش پرده با پوم‌پوم‌های زیبا تشکیل شده است.

مثال: هرچند که ممکن است ظالم باشند...

سوالات متداول (FAQها)

ببین، دیشب یک اشتباه بود. ما باید نگاهی به داخل تو با این دوربین بیندازیم. خبر خوب، همه! یک گزارش در تلویزیون با خبر بسیار بدی وجود دارد! می‌دانی، من یک بار خدا بودم. آیا تو قبل از اینکه من را ملاقات کنی زندگی کردی؟!

مثال: من بابا نوئل هستم! پنسن. امروز نام محبوبی است. "e" کوچک، "B" بزرگ؟

آیا من چیزی سرگرم‌کننده را از دست دادم؟ انسان‌ها با ربات‌ها قرار گذاشتن، کار زشتی است. شما مردم تعجب می‌کنید چرا من هنوز مجردم؟ چون همه خواهران ربات خوب با انسان‌ها قرار می‌گذارند! بچه‌ها فقط به خاطر تماشای تلویزیون فاسد نمی‌شوند.

مثال: من معمولاً سعی می‌کنم غم و اندوه‌ام را درون خود نگه‌دارم جایی که می‌تواند به آرامی به عنوان یک بیماری روانی پوسیده شود.

خوب، این باید متوقف شود. من می‌خواهم به فرای یادآوری کنم که انسانیتش را به روشی که فقط یک زن می‌تواند یادآوری کند. تو به نظر می‌رسی که تغذیه‌اش کم است. آیا از انگل‌های روده‌ای رنج می‌بری؟ بررسی کن، همه. هرکسی که دعوت شده اینجاست. من وزش آواز، رئیس مریخی‌ها هستم.

مثال: آدم، من در تمام بدنم درد دارم. احساس می‌کنم که انگار با ثور قوی ده راند مبارزه کردم.

من نمی‌خواهم نجات پیدا کنم. من هر مشتری که اینجا می‌آید را فیلم‌برداری می‌کنم، تا بعداً بتوانم آنها را باج‌گیری کنم. آه، قرارگذاری کامپیوتری. این مثل فاحشگی است، اما به ندرت مجبورید عبارت "بالای سرت" را استفاده کنید.

مثال: به آنها بگو که من از آنها متنفرم.